ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

123

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

استعاره مىآوريم . يا اين كه بگوييم آهويى ما را به رنج افكند ومنظور زنى باشد . گاهى استعاره بر لوازم تشبيه تكيه دارد واين هنگامى است كه كمال جهت اشتراك در مستعار منه به واسطهء امر ديگرى ثابت شده باشد وما بخواهيم آن امر را براي مستعار له به صورت مبالغه آميز ثابت كنيم مانند بيان زير : « هنگامى كه شب صبح شد مهار شب به دست نسيم سحر بود » ، نسيم سحر به حيواني تشبيه شده است وچون در بيشتر موارد كارهايش را با دست انجام مىدهد ، دست به منزلهء ابزارى است كه كار به وسيلهء آن كامل مىشود . چون غرض گويندهء مثال اثبات دگرگونى شب بوده وآن جز با داشتن دست ثابت نمىشود ناگزير براي نسيم سحر اثبات دست كرده تا مقصود خود را كه تشبيه نسيم سحر به حيوان است محقّق كند ودست را استعاره آورده وحيوان مستعار منه مىباشد بيت زير مانند مثال فوق است : إذا هزّة في عظم قرن تهلّلت * نواجذ أفواه المنايا الضواحك « 75 » در اين شعر شخص مضروب را كه از ضرب شمشير به هلاكت رسيده است به شخص شادمان ، تشبيه كرده است وكمال خوشحالى به اين است كه به هنگام خنده دندانهاى جلو وميانى شخص خوشحال آشكار مىشود . شاعر در اين بيت حالت پيدا شدن دندانهاى شخص خندان كه مستعار منه است براي شخص مضروب كه مستعار است به عارية گرفته است . بحث دوّم - در اقسام استعاره در صورتي كه استعاره به خود تشبيه متكى باشد به چهار قسم تقسيم مىشود : قسم أول - لفظ محسوس را براي محسوس استعاره بياوريم . در اين هنگام مستعار ومستعار له يا در ذات مشتركند يا در صفات ، زماني كه در ذات مشترك

--> ( 75 ) هر گاه شمشير بر استخوان سر فرود آيد دندانهاى پيشين وميانى شخص مضروب ، آشكار مىشود .